میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

میوه دل

اولینها در سال نود و یک

اولین سال تحویل : کرمان اولین کباب : شیراز اولین پله برقی : پاساژهای درگهان و قشم اولین بستنی قیفی : قشم اولین توت فرنگی : قشم اولین هندوانه : حاجی آباد اولین انجیر تازه : یزد و اما در فروردین 1391 شما موفق شدی بعد از کلی تلاش سینه خیز بری و جدیدا چهار دست و پا اما عقبکی میری . تازه یاد گرفتی بای بای کنی اما دستت رو کج میگیری که هرکی ندونه فکر میکنه نای نای میکنی کوچولوی نازنینم میخوام اینو بدونی که مامانی می میره واست ...
30 فروردين 1391

من اومدم

سلام به زیباترین پسر دنیا که مامانیش عاشقانه می پرستش                                اول از همه مامانی تنبل اومده به شما عزیز دل سال 1391 یعنی اولین نوروز زندگیتو که سال نهنگه بهت تبریک بگه البته با کلی تااااااااااااااااااااااخیر !!!!!!!!!!!!                               ...
24 فروردين 1391

آقا سبحان و خرگوشی

سلام به روی ماه و خوشگل زیباترین پرنس دنیا که الهی مامانیش فداش شه   جونم برات بگه که تازگیا یه خرگوش واست خریدیم که گیتار می زنه و می خونه   و همزمان سرشو تکون میده و می رقصه و شما بادیدنش ذوق میکنی و سر سر میکنی و دست میزنی  و می خندی .  کوچولوی من دوستت دارم یه دنیا عاااااااااااااااااااااااشقانه می پرستمت یه دنیا بوووووووووس نثار روی ماه و گلت ...
17 اسفند 1390

آقا سبحان و خرگوشی

سلام به روی ماه و خوشگل زیباترین پرنس دنیا که الهی مامانیش فداش شه جونم برات بگه که تازگیا یه خرگوش واست خریدیم که گیتار می زنه و می خونه و همزمان سرشو تکون میده و می رقصه و شما بادیدنش ذوق میکنی و سر سر میکنی و دست میزنی و می خندی . کوچولوی من دوستت دارم یه دنیا عاااااااااااااااااااااااشقانه می پرستمت یه دنیا بوووووووووس نثار روی ماه و گلت ...
17 اسفند 1390

پسر نازنینم

فرشته آسمانی من شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد   بيدار باش    من با سبدي پر از بوسه می آیم و  آن را  قبل از چيدن روي   گونه هايت مي کارم تا بداني                                               بود و نبودم دوستت دارم              &...
15 اسفند 1390

پسر نازنینم

فرشته آسمانی من شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد بيدار باش من با سبدي پر از بوسهمی آیمو آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني بود و نبودمدوستت دارم ...
15 اسفند 1390

سبحان و جاروبرقی

سلام نفسم که تمام بود و نبود من تویی دیروز تصمیم گرفتیم با بابایی خونه رو مرتب کنیم واسه همین بابایی جارو کشیدن رو متقبل شد و من گردگیری و جمع و جور کردن رو قبول کردم و بلاخره شروع کردیم . شما رو گذاشتیم تو روروئک و با خودت بازی میکردی اما به محض اینکه بابایی جاروبرقی رو روشن کرد اول با تعجب جاروبرقی رو نگاه میکردی و بعد از اینکه تفتیشت تموم شد راه افتادی دنبال جارو و هلش میدادی و همزمان می گفتی ( هو هو هو هو ) گاهی اوقات هم که بابایی دست از کار می کشید با زحمت لوله جارو رو بلند میکردی و دنبال خودت می کشیدی .  قربونت برم عسلکم که به اصطلاح کمک میکردی قلب من عاااااااااااااااااااشقتم دیووووووووووووووونتم  دو...
15 اسفند 1390

سبحان و جاروبرقی

سلام نفسم که تمام بود و نبود من تویی دیروز تصمیم گرفتیم با بابایی خونه رو مرتب کنیم واسه همین بابایی جارو کشیدن رو متقبل شد و من گردگیری و جمع و جور کردن رو قبول کردم و بلاخره شروع کردیم . شما رو گذاشتیم تو روروئک و با خودت بازی میکردی اما به محض اینکه بابایی جاروبرقی رو روشن کرد اول با تعجب جاروبرقی رو نگاه میکردی و بعد از اینکه تفتیشت تموم شد راه افتادی دنبال جارو و هلش میدادی و همزمان می گفتی ( هو هو هو هو ) گاهی اوقات هم که بابایی دست از کار می کشید با زحمت لوله جارو رو بلند میکردی و دنبال خودت می کشیدی. قربونت برم عسلکم که به اصطلاح کمک میکردی قلب من عاااااااااااااااااااشقتم دیووووووووووووووونتم دوست دااااااااا...
15 اسفند 1390

هورا نی نی دایی اومد

سلام ماه شب چهارده ام امروز یه اتفاق خیلی خیلی خوب افتاده !!! بله بلاخره داداشی چهارمی اومد هورااااااا زن دایی جون امروز دردش گرفت و بردنش دکتر  و دکتر هم تو بیمارستان بستریش کرد و درست مثل شما ساعت 2 و نیم نی نی کوچولومون پاهای کوچولوشو تو این دنیا گذاشت که ان شاالله قدمش واسه همه مون خیر باشه واااااااااااااااااااای خیلی خوشحالم آخه دوباره عمه شدم . قراره خاله سارا بیاد دنبالم و با هم بریم دیدن فسقلی عمه که الهی عمه قربونش بره . تا الان چهار تا پسر کاکل به سر داریم تا ببینیم نی نی خاله سارا چیه ؟ ان شاالله تن همه تون سالم باشه دوووووووووووووووووستون دارم خیلی زیاد ...
15 اسفند 1390

اولین انتخابات

سلام بود و نبود مامانی دیروز اولین انتخابات دوره نهم مجلس در سال 1390 بود که شما توش حضور داشتی  و با تعجب به کارهای ما نگاه میکردی حتی میخواستی برگه رای رو از دستم بگیری و بخوری                     تمام هستی مامان به وسعت آسمون دوستت دارم عااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم یه دنیا یه بووووووووووووووووووووووووووووووووووس خوشگل رو لپای سفیدت ...
13 اسفند 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد